
اين دوقلوهای ده ماهه دختر هستند و در ناحيه قفسه سينه تا لگن به يکديگر چسبيده بودند.
يک تيم هشتاد نفره پزشکی اين عمل جراحی پيچيده را در بيمارستانی در لس آنجلس انجام دادند. آخرين مرحله جداسازی اين دو قلوهای مکزيکی الاصل، بريده شدن استخوان تحتانی لگن آنها بوده است.
در اين جراحی همچنين نياز بوده است که کبد و روده دوقلوها تفکيک شود.
يکی از دوقلوها ضعيف تر بوده و فقط يک کليه دارد.
با اين که پس از دوازده ساعت جراحی دوقلوها از هم جدا شدند، اما پزشکان برای بازسازی ديواره قفسه سينه، ناحيه لگن و بخيه قسمت های مختلف اندام آنها تا ساعات شب همچنان به کار خود ادامه داده اند.
هنری فورد، مدير بخش جراحی بيمارستان به خبرنگاران گفت که اين دو نوزاد به نظر سالم و خوب به نظر می رسند.
دکتر فورد گفت که پدر و مادر دو قلوها نگران نيستند و از انجام عمل جراحی راضی هستند.
جيمز استاين و دامينيک فمينو، از جراحان برجسته در آمريکا، دوقلوهای ديگری را در سال 2003 با موفقيت از هم جدا کردند.
|
| |
جراحان می گويند که اگر اندام داخلی دوقلوهای به هم چسبيده از هم مجزا باشد احتمال جداسازی موفق آنها بيشتر است.
دوقلوهای مکزيکی الاصل در آمريکا متولد شده اند و از شهروندی اين کشور برخوردارند اما پدر و مادر آنها با ويزای توريستی در آمريکا اقامت دارند.
دوقلوهای به هم چسبيده از يک نطفه واحد به وجود می آيند و به همين دليل هميشه دوقلوی حقيقی و از يک جنسيت هستند.
در کل نرخ زنده ماندن اين نوع دوقلوها بين 5 تا 25 درصد است.
بنابر شواهد تاريخی در 500 سال گذشته ششصد دوقلوی به هم چسبيده زنده مانده اند که 70 درصد آنها زن بوده اند.
در سال 2003 ميلادی، لاله و لادن بيژنی، دوقلوی های از سر پيوسته ايرانی، پس از 50 ساعت جراحی جان خود را از دست دادند.
اين دو خواهر، که در زمان جراحی 29 ساله بودند، از بخش فوقانی جمجمه به هم پيوسته بودند و عليرغم آگاهی از مخاطرات گسترده عمل جراحی قاطعانه با انجام آن موافقت کرده بودند.

پژوهشگران در سيدنی فکر می کنند اين صخره ها بيش از سه ميليارد سال قبل توسط ميکروب ها تشکيل شده است.
آنها همچنين اميدوارند که اين يافته به جستجوی آثار حيات در مريخ کمک کند.
دانشمندان برای چندين دهه در مورد علت شکل گيری صخره های "استروماتوليت" در ناحيه موسوم به "استراليای غربی" بحث کرده اند.
برخی بر اين باور بودند که اين سنگ ها که ظاهری عجيب و غيرعادی دارند در اثر رويدادهايی شيميايی يا جغرافيايی شکل گرفته است.
سايرين می گفتند که اين صخرها در واقع توسط ميکروب ها درست شده اند.
اکنون مطالعه ای تازه که نتيجه اش در "نيچر" چاپ شده حاکی از آن است که اين صخره ها پيچيده تر از آن هستند که توسط مواد شيميايی شکل گرفته باشند.
تيمی از دانشمندان هزاران استروماتوليت را مطالعه کرد و موفق شد هفت دسته مختلف از آنها را توصيف کند.
به گفته اين گروه از محققان، اين موضوع ثابت می کند که اين چينه ها تصادفی شکل نگرفته اند بلکه در حدود 4/3 ميليارد سال قبل توسط ميلياردها ميکروب تشکيل شده اند.
و هرچند که به نظر می رسد استروماتوليت ها از جنس سنگ و صخره باشند اما در واقع از رسوبات معدنی که ميکروب ها به جا گذاشته اند درست شده است.
برخی دانشمندان معتقدند که اين تحقيقات می تواند برای کشف حيات در ساير سيارات به ويژه مريخ مهم باشد.
آنها استدلال می کنند که اگر قرار است حيات را در سياره سرخ کشف کنيم، به احتمال زياد از آن نوع ميکروب هايی خواهد بود که اين استروماتوليت ها را به وجود آورده اند.
منبع:BBC
اين "دی اِن اِی" از دندان بقايای کودکی از نسل نئاندرتال ها که در غار اسکلادينا در آبگير رود ميوز در بلژيک پيدا شده بود استخراج شده است.
اين مطالعه که نتايج آن در نشريه "Current Biology" گزارش شده است، حاکی از آن است که خويشاوندان دوردست ما از لحاظ ژنتيکی متنوع تر از آن بودند که قبلا تصور می شد.
البته زمانی که پای انسان های اوليه در حدود 35 هزار سال قبل به اروپا باز شد، از تنوع ژنتيکی نئاندرتال ها، شايد به خاطر تغييرات آب و هوايی يا بيماری ها، به شدت کاسته شده بود.
پژوهشگران فرانسوی و بلژيکی اين مواد ژنتيکی را از ميتوکوندريا جدا کردند. ميتوکوندريا ساختمان هايی در سلول هستند که نقش نيروزايی دارند.
دانشمندان سلسله 123 "حرف" دی اِن اِی (بی پی) را رمزگشايی کرده و آن را با ساير سلسله های دی اِن اِی نمونه نئاندرتال هايی به قدمت 29 هزار سال تا 42 هزار سال مقايسه کردند.
تيمی فرانسوی تحت سرپرستی دکتر کاترين هانی در اين نشريه نوشت: "سلسله اسکلادينا آشکار کرده است که تنوع ژنتيکی نئاندرتال ها تاکنون کمتر از حد واقعی تخمين زده شده بود."
اين يافته ها حکايت از آن دارد که تنوع ژنتيکی در دوره های ابتدايی تاريخ نئاندرتال ها بيشتر از زمان های اخيرتر، يعنی دوران آغاز ورود انسان به اروپا، بود.
نئاندرتال ها از 230 هزار تا 28 هزار سال قبل در اروپا، آسيای ميانه و خاور ميانه می زيستند.
آنها شکارچيانی ماهر بودند و به خوبی خود را برای زندگی در عصر يخبندان تطبيق داده بودند؛ اما پس از ظهور انسان های مدرن (کرو-مگنون ها) به تدريج از صفحات اروپا محو شدند.
علت انقراض نئاندرتال ها مجهول است، اما نظريه های گوناگونی در اين زمينه مطرح شده است که از جمله عوامل بيولوژيکی، زيست محيطی و فرهنگی را ذکر می کند.
مطالعاتی که تا به امروز روی دی اِن اِی صورت گرفته حاکی از آن است که انسان و نئاندرتال ها به ندرت با يکديگر آميزش کرده اند يا هرگز چنين نکرده اند
منبع:BBC
خرچنگ نعل اسبی
این خرچنگ در زیر رده ی گزیفوسوریدها قرار دارد. خرچنگ نعل اسبی امروزی (لیمولوس) از دوره ی تریاس تاکنون بدون تغییر مانده است.این خرچنگ در آب های کم عمق سواحل آمریکای شمالی و در اقیانوس اطلس به سر می برد.
مشخصات:
دارای آبشش های کتابی برگ مانند و مسطح در روی بعضی از زایده های شکمی ،همچنین در روی سپر پشتی داری دو چشم مرکب و دو چشم ساده می باشند.خرچنگ نعل اسبی با استفاده از صفحات شکمی شنا می کند و با پاهایش راه می رود.این جانور به هنگام شب کرم ها و نرم تنان کوچک را با کلیسرهای خود شکار می کند.
در فصل تولید مثل، خرچنگ های نعل اسبی به هنگام مد دریا به ساحل می آیند تا جفت گیری کنند. خرچنگ های ماده ماسه ها را حفر می کنند و تخم ها را در میان آن می گذارند.در همین حال،یک یا چند خرچنگ نر نیز آنها را دنبال می کنند تا قبل از پوشیده شدن تخمک ها توسط ماسه،اسپرم های خود را روی آنها بریزند.تخم ها در آفتاب گرم می شوند و در زیر ماسه ها از برخورد امواج در امان اند تا آن که سرانجام نوزادانی از درون آنها سر در می آورند و در هنگام مد ، به دریا باز می گردند.
ممکن است طول این خرچنگ به نیم متر هم برسد.


تحليلی دقيق از "دی اِن اِی" انسان و شامپانزه حاکی است که راه تکامل انسان و شامپانزه کمتر از پنج ميليون و چهارصد هزار سال قبل از يکديگر جدا شد.
اين يافته ها که در نشريه "نيچر" چاپ شده يک تا دو ميليون سال اخيرتر از زمانی است که يافته های فسيلی نشان می دهد.
تيمی از محققان آمريکايی می گويد که اين نتايج به احتمال جفتگيری ميان اين دو گونه، برای هزاران يا حتی ميليون ها سال پس از جدايی خط سير تکاملی آنها، اشاره دارد.
اين گروه وابسته به "موسسه وسيع ام آی تی و هاروارد" ( Broad Institute of MIT and Harvard) گفت اين جفتگيری ميان-گونه ای برای تبادل ژن هايی که به بقای اين موجودات نوظهور کمک می کرده اهميت داشته است.
به علاوه به گفته آنها اين نشان می دهد که تکامل انسان تا چه اندازه پيچيده بوده است.
ديويد رايش استاديار علوم ژنتيک در دانشکده پزشکی هاروارد و نويسنده مقاله "نيچر" گفت: "اين يک فرضيه است؛ ما هنوز آن را ثابت نکرده ايم اما وجوه متعددی از داده های ما را توضيح می دهد."
"اين فرضيه می گويد که پس از جدايی اوليه مسير تکامل انسان و شامپانزه، يک تبادل ژنتيکی ميان آنها جريان داشته است."
وی به يک برنامه بی بی سی به نام "علم در عمل" گفت: "بنابراين ممکن است يک واگرايی و جدايی برای مدت زمانی که به اندازه کافی طولانی بوده است، ادامه داشته که گونه ها از يکديگر متمايز شدند - برای مثال ممکن است ما خصوصياتی مانند صاف راه رفتن را آموخته بوديم - و سپس مدت ها بعد آميزشی دوباره روی داد."
تبادل ژن
انسان و شامپانزه حاوی سلسله "دی اِن اِی"های بسيار مشابه هستند؛ اختلاف ها نيز ناشی از جهش های ژنتيکی يا خطاهايی در کد ژنتيکی است که از زمان جدايی مسير تکاملی اين دو روی داده است.
با تحليل محل وقوع اين اختلاف ها در نقشه ژنتيک حيوانات، امکان آن هست که درکی از گذشته اين دو موجود و زمان رويدادهای مهم در تکامل آنها به دست آيد.
دانشمندان توانسته اند اين کار را انجام دهند و پروژه های اخير برای گشودن تمامی اسرار نقشه ژنتيکی دو موجود، جزئياتی فراهم کرده است که اين نوع مطالعات را به سطحی بالاتر رهنمون شده.
تحقيقات تازه در آمريکا حاکی از آن است که انسان و شامپانزه حداکثر 3/6 ميليون سال قبل از هم جدا شدند اما احتمال غالب اين است که اين جدايی کمتر از 4/5 ميليون سال قبل روی داده است.
البته اين يافته به دليل درک کنونی ما از فسيل های اوليه ای مانند گونه مشهور "تومای" که در چاد کشف شده دردسرساز است.
تصور می شد که تومای (ساهلانتروپوس تچادنسيس) درست در بن شجره خانوادگی انسان قرار دارد. قدمت آن 5/6 تا 4/7 ميليون سال است. به عبارت ديگر، اين موجود از نقطه جدايی انسان و شامپانزه چنانکه در داده های ژنتيکی ديده می شود پيرتر است.
نيک پترسون، دانشمند و آمارشناس ارشد در "موسسه وسيع ام آی تی و هاروارد" که از نويسندگان اصلی مقاله نيچر است می گويد: "امکان دارد که فسيل تومای اخيرتر از آنچيزی است که تاکنون تصور می شد."
"اما اگر تاريخ گذاری اين موجود صحيح باشد، فسيل تومای از نقطه جدايی انسان-شامپانزه قديم تر است. اين واقعيت که تومای دارای مشخصات انسانی است نشان می دهد که پيدايش دو گونه متمايز انسان و شامپانزه، ممکن است در طول يک دوره بسيار طولانی - توام با برخی مقاطع اختلاط ميان دو موجود - روی داده باشد."
دانيل ليبرمن، استاد انسان شناسی در دانشگاه هاروارد، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت: "اين تحليلی کاملا معرکه و هوشمندانه است. مشکل من، اگر بخواهم به زبانی خيلی ابتدايی بگويم، به تصور در آوردن اين مساله است که يک موجود دو پا و يک شامپانزه چگونه يکديگر را به عنوان جفتی مناسب می نگرند."
منبع:BBC
رابطه ی بین شقایق دریایی و دلقک ماهی
دلقک ماهی نوعی رابطه ی همزیستی با شقایق دریایی دارد.در کتاب زیست شناسی پیش دانشگاهی صفحه ی 170 این نوع رابطه را همسفرگی نامیده است. در همسفرگی یک طرف سود می برد و طرف دیگر نه سود می برد و نه زیان. اما آیا این نوع رابطه در این دو موجود دیده می شود؟دلقک ماهی نوعی ماده ی مخاطی و ناشناخته در پوست خود دارد که مانع آزاد شدن نماتوسیست های شقایق دریایی می شود.در حالی که اگر ماهی دیگری با بازوهای شقایق دریایی تماس پیدا کند،طعمه ی جانور می شود.به این ترتیب شقایق دریایی پناهگاه ماهی می شود و ماهی نیز ممکن است با حرکات خود ،آب را جابجا کند،رسوبات روی بدن شقایق دریایی را بردارد و حتی ممکن است ماهی های دیگری را اغوا کرده ،و آن ها را به دام شقایق دریایی بیندازد.بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده دلقک ماهی برای شقایق دریایی چندان بی فایده نیست و رابطه ی آنها می تواند از نوع هم یاری باشد. نظر شما چیست؟




